۱۳۸۷ اسفند ۱۱, یکشنبه

سنگ زدم! نوشته خودم



سنگ زدم سنگ زدم
سنگ به شیشه ام زدم
سنگ زدم تا بشکند
این من این همیشه ام
سنگ زدم تا بشکند
این من این اندیشه ام
خورد شدم خورد شدم
در اثر شکستن اندیشه ام
این من این همیشه ام
صبر بباید اکنون
تا که کنم ریشه ای
ریشه شود اندیشه ای
در پس این ریشه نو
من بشوم منی نو
روح بگیرم ز ریشه ام
تازه شود اندیشه ام
تازه شدن دیر نیست
تازه شدن سخت نیست
روح بگیر ریشه بزن
در تو اگر روشن است
چراغ زیبای امید.

۵ نظر:

  1. سلام لتر عزيزم
    فرموده بودي كه در مورد شعر زيبات نظر بدم. اما لتر جان قبل از اينكه نظرم رو بيان كنم يه خواهش ازت دارم، اونم اينكه، انديشه، روح، و پيامي رو كه قصد داشتي در اين شعر بيان كني رو در قالب يك داستان هم دربيار. پست جديد ايجاد نكن، بلكه داستانت رو در پايين شعر قرار بده. منتظرم

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام
    فدای سرت لتر عزیزم که ننوشتی. گاهی وقتا احساس همراهی نمی کنه، این هم طبیعیِ. اما در مورد شعرت باید بگم که ضرب آهنگ شعرت عالی بود، مثل شعرهای مولانا. تبریک می گم بهت لتر جان

    تا فراموش نکردم این رو هم بگم، لتر جان برای سریعتر شدن پیشرفتت در شعر، کتاب عروض و قافیه سیروس شمیسا رو اگر بخونی بهت خیلی کمک می کنه

    پاسخ دادنحذف
  3. سلام لتر جان
    نه شعر و نه داستان، چرا انقدر ساكت شدي رفيق

    پاسخ دادنحذف
  4. با درود.
    دوست خوب امردادي ام، لتر عزيز، بسيار خوشحال شدم كه تارنگار تو را يافتم و اين برايم شوند نازش است. لتر عزيز، تارنگارت بسيار زيباست و من اميدوارم در ادامه، در راهت بسيار كامياب باشي.
    نازنين لتر، اگر به تارنگارم قدم رنجه كني، سپاسگزارت خواهم بود. چشم بر راه دارم.
    http://iranvaja.blogfa.com

    پاسخ دادنحذف
  5. با درود. لتر عزیز خیلی وقت است که آپ نکرده ای.

    پاسخ دادنحذف