۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

به پيامکي که هم اکنون به دستم رسيد توجه کنيد! (نوشته خودم)




بخش نمايش برنامه دو قدم مانده به صبح:
مجري :جناب کارشناس (نمايش) پيامکي به دسته ما رسيده و اينگونه نوشته:جناب کارشناس کفش هاي زيبايي داريد.
کارشناس:نظر لطف اين گراميه و بنده از ايشان سپاسگزارم.

هفته بعد همان بخش:

مجري :جناب کارشناس پيامک ديگري به دست ما رسيده و و از کفش هاي زيبايتان تعريف کردند.
کارشناس:واقعا من رو شرمنده ميکنيد و اين مهر و محبت شما بينندگان رو به من ميرسونه .

برنامه هفته بعد:

مجري :پيامکي به دست ما رسيد و از استاد محترم بخش نمايش نفد کردند و فرمودند :چند دفعه ديگه اين کفش رو ميپوشند.
در اين بين لختي ميرويم و ميايم.دست به سينه رو به روي شما هستيم.
پس از چند لحظه کارشناس محترم پا برهنه رو بروي دوربين نشسته و در حال گفت و گوست.

پس از پايان گفت و گو

مجري :در اين حال که داشتيم به مرغزارگفتگوی کارشناس گرامی و مهمان محترمشان گوش ميداديم ده ها هزار پيامک به ما رسيده و از کارشناس محترم شکايت کرده اند.

پيامک ها به شرح زير است:
چرا کفش پات نيست کارشناس.تو داري به قشر فقير جامي توهين ميکني.( صنف فقراي جامعه)
جناب کارشناس شما با در آورند کفش خود به تمام کفاشان، کفش دوزان،کفش دوزکان و هر بخش که به مربوط به کفش است توهين کرديد(بخش حمايتي مالي و معنوي هر چيزي که کفش داره).

مجري :به پيامکي که هم اکنون به دستم رسيد توجه کنيد با توجه به بند و قانون و تبصره يک مليارد و هفصد قانون هنرمندان ،متخلفان و مکلفان!! جناب کارشناس با توجه به در آوردن کفش خود در يک برنامه زنده و حضور پابرهنه در صحنه مقدس برنامه و توهين به فقراي عزيز کشورمان و صنف و حاميان هرچيري که کفش داره ايشان ممنوع التصوير شناخته ميشوند و محکوم به پرداخت صد مليون تومان و دريافت صد ضربه شلاق (از نوع محکمش) ميشوند و ايشان را هنرمندي غير مردمي مي ناميم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر