۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

بکشش ! (نوشته خودم)

ببین داره پدر من رو در میاره.

یک تومن به من ضرر زده.

می خواهم طوری بکشیش که تک تک بلاهایی رو که سر من آورده به یاد بیاره و خودش لعنت کنه.

می خواهم بسوزونیش بعد اینکه کشتیش

خاکسترش هم بریزی توی توالت فرنگی تا هیچی ازش نمونه

راستی موقع ای که گرفتیش با من تماس بگیر تا راحت بشم.

آهان اینو یادت نره !

دست و پاشو رو جدا کن صدای زجرش رو برام ظبط کن تا بعدا لذت ببرم.

-امر دیگه ای نبود بیچاره فقط یه موشه که پنیر صبحونت رو خورده!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر