
زمانی است که دارم گوش میدهم .
بی واسته.
منظم .
دقیق.
سریع.
بدون هیچ توقفی میچرخد .
رحم نه به من میکند نه به تو میرود و میگذرد .
این چرخش ماراتون وارش را ادامه میدهد خستگی را نمی فهمد.
گاهی میخواهیم زود برود و گاهی دیر .
گاهی نمی فهمیم که چه تند میرود .
و ما همه غافلیم که این عمر است که می گذرد و میرود و نه تیک تیک های ساعت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر