۱۳۸۷ بهمن ۱۸, جمعه

بارلها! نوشته خودم



دستم را به آسمان گرفتم!

بارلها!

کمکم کن!

بادی وزیدن گرفت!

فریاد زدم !

ای باد ! صدایم را برسان بگوش پروردگار!

باد ایستاد!

به آسمان نگاه کردم . خورشید بود که می تابید و قدرت نمایی میکرد!

در دل گفتم اگر به خورشید بگویم که صدایم را برسان به فریادرس آنهم میرود!

درنگ نکردم :خورشید ! صدایم را برسان بگوش پروردگار!

خورشید رفت به پشت ابر !

آسمان بارید!

یک کلمه گفتم و دیگر هیچ!

شکر خدا!


۱ نظر:

  1. درود
    بسیار زیبا بود.
    هیچگاه نباید نا امید شد...

    خدا همیشه با ماست حتی اگر ما با او نباشیم.

    پاسخ دادنحذف