
دستم را به آسمان گرفتم!
بارلها!
کمکم کن!
بادی وزیدن گرفت!
فریاد زدم !
ای باد ! صدایم را برسان بگوش پروردگار!
باد ایستاد!
به آسمان نگاه کردم . خورشید بود که می تابید و قدرت نمایی میکرد!
در دل گفتم اگر به خورشید بگویم که صدایم را برسان به فریادرس آنهم میرود!
درنگ نکردم :خورشید ! صدایم را برسان بگوش پروردگار!
خورشید رفت به پشت ابر !
آسمان بارید!
یک کلمه گفتم و دیگر هیچ!
شکر خدا!
درود
پاسخ دادنحذفبسیار زیبا بود.
هیچگاه نباید نا امید شد...
خدا همیشه با ماست حتی اگر ما با او نباشیم.